language="java" id="clientEventHandlersJS">function window_onload() {// initOutline(); window.focus(); var Idx=window.hash.indexOf("#"); if(Idx != -1) document.all("Note_"+window.hash.substring(Idx+1)).scrollIntoView();}>
پيراهني به تن داشت شبيه مانتو و سر تا پا سفيدپوش بود. ...
به ايستگاه رسيدم و بايد پياده مي شدم. مقنعه ام را جلوتر کشيدم . چادرم را مرتب کردم و پياده شدم.
آفتاب مي تابيد و چه شيرين مي تابيد .
مي داني گرماي دوزخ به خنکاي معصيت نمي ارزد!!
مهديه صالحي