• وبلاگ : قصه بچه بسيجي
  • يادداشت : فقط به امر دوستان...
  • نظرات : 0 خصوصي ، 16 عمومي
  • پيام رسان : 3 علاقه ، 2 نظر


  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام:
    كد امنيتي:
      
      
     
    لا خوف عليهم و لا هم يحزنون ...
    که زينب صبور بود بالاي قتلگاه
    عجب صبري داري بانو
    مگر ميشود که " ما رَأَيْتُ إلاَّ جَميلاً " مگر مي شود حسين را بر نيزه ديد و گفت ؟
    چه دلي داشت خواهرت
    واينک مجنون را چه باک